
|
Thursday, January 31, 2002
٭ در وب لاگ ِ مردايراني مطلب بسيار جالبي در مورد شادي پيدا خواهيد كرد.
* ويك جمله از كتاب ِ بريدا.......ابليس در جزييات است.(يكي از آثار مشهور پائولو كوئيلو) خدانگهدار. بانوي 6:53 PM ٭ سلام.......يادِ خاطره اي افتادم كه چندين سال پيش پدرم تعريف كردن...اينكه..در خونه دو يا سه تا ساعت ِ مچي قديمي بود،البته ساعتهاي خوبي كه قابل استفاده بودن..خلاصه اينكه اينجانب كه او زمان چهار سال داشتم، ميپرسم .. بابا اين ساعتها براي چي اينجا (توي كشو)هستن؟.. و پدر جواب ميدن كه مامانت ميخواد با اونا كتلت درست كنه !
پدرم ميگن فرداي اونروز ديدم كه هاون رو به زحمت توبغلت گرفته بودي و هن وهن كنان مي اومدي طرف من و گفتي..... بابا ، ساعتها رو كوبيدم كه مامان كتلتشون كنه!! نتيجه اينكه هيچ وقت سربه سر بچه ها نگذاريد...اون هم بچه هاي اين دوره.....چون ممكنه مونيتور رو كتلت كنن!.....واين هم سايتي براي كودكان..... و يك بيت شعر..... گويند سنگ ،لعل شود درمقام صبر.......آري شود، وليك به خون ِ جگر شود خدانگهدار. بانوي 11:28 AM ٭ كسي كه چرايي براي زندگي داشته باشد ، با هر چگونگي خواهد ساخت.
( نيچه ، فيلسوف مشهور آلماني) مرد 1:37 AM ٭ سلامي دوباره براي تشكر
از شيماي عزيزم به جهت اضافه كردن اين جانب . ازسرو كه لطف داشتن به من . و همچنين خداوند ِ اين وبلاگستان !.......عزيزان ، همگي پيروز باشيد و سلامت. وسيع باش و تنها ......... سر به زير و صبور خدانگهدار. بانوي 12:56 AM Wednesday, January 30, 2002 ٭ سلام .......بي مقدمه قصد دارم يك موضوع رو بيان كنم و اون اينكه....ما ايرانيها چه از گذشته و چه در عصر حاضر، هميشه روش و سلوك باقي ِ ملل رو به روش و سلوك ِ خودمون ترجيح داديم ......آخه شما ببينيد، مثلا همين سيستم فعلي ِ زندگيمون داره رو قاعده ئ اونها ميچرخه....ميدونيد ، مشكل اصلا اين چيزا نيست ، موضوع اينه كه اي كاش ما ملت ايران كمي ، فقط كمي از خو و خصلت انساني ِ اونها رو هم تقليد ميكرديم . ...........اين دوربين مخفي هاشونو ديديد...طرف مياد مثلا توي رستوران، يه دستمال كاغذي ِ كثيف رو ميندازه تو بشقاب ِ يكي !
اون بنده خدا هم فقط هاج و واج ميمونه به اون بابا نگاه ميكنه.......حالا اگه اون رستوران تو ايران بود و اون دوربين پشت ديوار همون رستوران مخفي بود، چنان قائله اي راه افتاده بود كه بيا و ببين.....!! خوب...بگذريم....وقتي آدم كلاس داره بايد از پشت كامپيوتر پاشه. خدانگهدار بانوي 5:35 PM Tuesday, January 29, 2002 ٭ @ سلام...گاهي سري به حافظ بزنيد..... برنامه اي هست بنام فال حافظ، كه دوست بسيار محترمي اون رو براي من فرستادن، اگر تمايل داشتيد به
اين برنامه خوشحال ميشم اون رو براي شما هم بفرستم...البته با اجازه ي دوست عزيزم. @ قسمتي به اين صفحه اضافه شده، جهت نظرات دوستان خوبم......مجدداً خوشحال ميشم كه سري هم به اون بزنيد. @ امروز صبح توي راهنمايي رانندگي منطقه 2 گفته ميشد كه مامورين پليس دستور دارن سرِ هر چهارراه، پنجاه تا ماشين روبخوابونن.....يعني روانه پاركينگ كنن! خوابوندن هر ماشين ، چيزي بالاي بيست هزار تومن براشون درآمد خالص داره!!.........خوب لابد دخل راهنمايي رانندگي از خرجش كمتره ! @ شعري زيبا..... ....... . پيكر تراش پيرم و با تيشه خيال يكشب ترا ز مرمرِ شعر آفريده ام اما توچون بتي كه به بت ساز ننگرد درپيش پاي خويش به خاكم فكنده اي مست از مِيِ غروري و دور ازغم مني گوئي دل ازكسي كه تورا ساخت كنده اي يكشب كه خشم عشق تو ديوانه ام كند بينند سايه ها كه تو را هم شكسته ام............ خداحافظ . بانوي 8:48 PM Monday, January 28, 2002 ٭ دمي با غم يه سربردن ، جهان يكسر نمي ارزد
به مي بفروش دلق ما ،كزين بهتر نمي ارزد سلام به آنكه مي خواند و نمي خواند..............براي شروع به وب لاگ نويسي ، تفالي به ديوان حافظ زدم ....... دمي با غم ..........حافظ هم چه عالمي دارد، اما.....عالم ما ! امروز صبح جهت كاري نيمه اداري ، وارد ساختماني چند طبقه شدم . مسئول اطلاعات دختر خانمي جوان بود، بنظر مي آمد كه بيش از 22 سال ندارد، اوج جواني .......فلج بود ، ازهر دو پا، بابرآمدگي بزرگي پشت شانه..دستها هم ايست طبيعي نداشتند ، اما..... كتابي رو باعلاقه نگه داشته بودن...........زندگي ميكرد، دردنياي خودش و ما.... من هم دارم زندگي ميكنم ، اما چي بگم........اون هم حتما احساس تنهايي ميكنه ؟ مثل ماها ؟...... كه گاهي از احساس تنها بودن ، هر آنچه رو كه داشتيم و داريم ، فراموش ميكنيم و ......خدا ميشه اون خدايي كه يادش ميره ! (نعوذ بالله) .......پناه ميبرم يه خودش كه بخوام دوياره چشم يه همه چيز ببندم . بهترين آرزوها رو براي اون جوون دارم.....زيباترين ها و بهترين ها.. واينكه..............جهان يكسر نمي ارزد بانوي 10:48 PM ٭ الا يا ايها اساقي ادركاسا و ناولها .......... كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها
مرد 12:00 AM Sunday, January 27, 2002 ٭ امشب مطالب زيادي براي نوشتن داشتم. مطالبي كه دوست داشتم بگم....
اما خوب... اين تست ها نذاشت مرد 11:48 PM Saturday, January 26, 2002 ٭ when I write something in Farsi,after viewing that in my weblog
I see just just a line of cubes!!! بانوي 10:32 PM Friday, January 25, 2002
|