
|
Tuesday, December 24, 2002
Friday, December 20, 2002 ٭ جمعه 15 آذر، بخش نظريات مرد ايراني
چه راحت انگشت سبابه را به سوي ديگران نشانه مي گيري و آنها را متهم به آنچه نيستند مي كني و نمي بيني كه سه انگشت ديگر دستت به خود تو اشاره دارد....چگونه مي تواني انساني را متهم كني؟......آنهم كسي كه او را لااقل براي يكبار هم نديده اي! ايرانيان اين دوره عجيب تر از آني شده اند كه ديگر ملل دنيا در موردشان تصور مي كنند! اگر كسي دستي به سر و رويش كشيده باشد و رنگ و لعابي به خود زده باشد ، او را از آن مفسد في العرض ها مي بينند و اگر كسي از مردانگي علي مرتضي سخني بگويد و از قرآن حق آيه اي بخواند او را عضوي از گروه ضربت وچماق بدست تصور مي كنند!..........چه بر سر ايراني تبارآمده است؟..ايراني تبار!....هويت ايران آن پرچم سه رنگ كه هر گروهي نشان خودش را بر فرق آن مي كوبد نيست......هويت ايران آرم جمهوري يا نشان شاهنشاهي نيست...هويت ايران جوانمردي است....ايران زماني هويتش را باز پس مي گيرد كه مردمش بخواهند ....ايراني تبار زماني ايراني خواهد بود كه فرهنگ انسان منش ايراني را به عمل نشان دهد...نه با زبان ...نه با داد و بيداد و بوق و كرنا.....نه با نشانه رفتن انگشت اتهام به سوي اين وآن .....اگر ايراني هستي اين را نشان بده...ايراني تبار به ناحق حرف نمي زند......ايراني تبار از نسل پورياي ولي است...ايراني تباراز نسل تختي است ....ايراني تبار، ايراني است. بانوي 5:13 PM Sunday, December 15, 2002 ٭ خوب...حال همگي دوستان عزيز كه خوب است؟
سرحال و قبراقيد؟ روزهايتان خوب مي گذرد؟ روزهاي يارانتان خوب مي گذرد؟ گرماي عشق در دلهايتان يخ ها را آب مي كند يا هنوز گرمي آن را تجربه نكرده ايد؟ لطافت دانه هاي برف را حس مي كنيد؟ ساعت هاي امروز، يكشنبه، چگونه گذشت؟ با محبت؟ با لبخند؟ با غم؟ با اشك؟ يا خالي؟!........بدترين ساعت زمانيست كه هيچگونه احساسي را با خود نداشته باشد.....تكان آرام تك برگ زرد يك درخت هم سرشار از حس بودن است........راستي..................هيچي!! بانوي 7:04 PM Friday, December 13, 2002
|